منتهای تنهائی انسان وقتی است که به این نتیجه برسد که باید تمام داشته هاش را یک شب بگذارد کنار خیابان سگ ببرد. و بایستد گوشه ی خیابان و تماشا کند. اما در آن لحظه حتی سگ نیم نگاهی به “دارم” های آدم نیندازد… .
سلام فائزه خوبی؟ این وبلاگت تبریک گفتن نداره چون اصلا خوشایند نیست که به خاطر ف...لترینگ اینو باز کردی...به هر حال! امیدوارم هیچ وقت هیچ کس به این نتیجه نرسه که داشته هاش رو بذاره کنار خیابون...چون جدا هیچ سگی هیچ وقت به داشته های آدم توجه نمی کنه و این عین خواریه که نیازمند محبت یک سگ باشی! این وبلاگت رو لینک می کنم اون یکی هم برنمی دارم!
در مورد اون تیکه ی اول که تبریک نداره ممنونم که تو یکی درکم کردی
منتهای حماقت اینست که تولدی اندیشمندانه را تنهایی بدانی!
یا فکر کنی می توانی برای درد عشق مثل سایر دردها نسخه ی کاربردی صادر کنی!
فهمیدم که نمی شود!
به سلامتی!
عنوان وبلاگت......
منتهای حماقت شاید این باشد که آدم فکر کند برای رهائی از افکار جذامی مجبور است به چیز های زیبا اما پوچ فکر کند.
بله وبلاگ قبلیمونم از زیر دست باری تعالی رد شد حواسش نبود ف.یلتر شد.
سلام فائزه خوبی؟
این وبلاگت تبریک گفتن نداره چون اصلا خوشایند نیست که به خاطر ف...لترینگ اینو باز کردی...به هر حال!
امیدوارم هیچ وقت هیچ کس به این نتیجه نرسه که داشته هاش رو بذاره کنار خیابون...چون جدا هیچ سگی هیچ وقت به داشته های آدم توجه نمی کنه و این عین خواریه که نیازمند محبت یک سگ باشی!
این وبلاگت رو لینک می کنم اون یکی هم برنمی دارم!
در مورد اون تیکه ی اول که تبریک نداره
ممنونم که تو یکی درکم کردی
یاد بابا بزرگم افتادم که لپــــــم و می کشید مینداخت اونورد می گفت الان سگه میاد مــــــــــــی خوره !
شایدم میخورده ها؟
اصلا شاید بچگی واسه همین خوشحال بودیم!
سلام
آره خود افعی گفت.
البته گفتم که رو دروغاش نمیشه حساب کرد!
قشنگ بود؛ صرفا جهت عناد!!
مخلصیم
کاش اونی که میاد یه سگ باشه.
سگ که خوبه .
کاش چیز دیگه ای نیاد
چی بیاد مثلا !؟
گربه ؟!؟؟
در جواب تو به نارا :رفیعی
خوب! تقصیر خودت بوده که داشته هایت را مجانی عرضه کرده ای. اگر قیمت خوبی می گذاشتی روی آنها حتمأ صف می کشیدند برای بردنشان.
موفق باشی