مردم از خماری! نمیدونی چقدر دلم واسه اینجا تنگ شده !
کلی حرف داشتم بگم مطمئنم. اما الان هیچکدومش یادم نیس...
دیشب یه کتاب خوبی رو تموم کردم.
حس درس خوندن ندارم.
تازه دارم میفهمم درس نخوندن عجب حالی داره...
شاید نتونم بهتون سر بزنم.
فعلن سرعتم تو دیواره
تا بعد...
خوشحالم که برگشتی دقیقا وقتی که من از وبلاگم بر گشتم...
خوشحالم که هستی
شما که تحصیل کرده ای ، بگو تقریبا رو اونطوری مینویسن؟!
نمیدونم ؛ گاهی میگیم غصه نخور، به یه ورت نگیر ، اما از یه طرف نمیشه بعضی چیزا رو تحمل کرد...
معلم هام از اون دسته اند..
کلا اینجا جای فحش دادنه ولی فعلا بعدا کلا اصلا اینا همه یه جور نوشته میشن که تو کلن یه جور دیگه نوشتی .بگدریم تو تنها کامنت من بودی پس به هر زبون خواستی بیا دارمت . ممنون