تو کل این ساختمون یکی پیدا شد که بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم. امروز ناهارمو که خوردم یه جفت دستکش دستم کردم و چندتا کاهو برداشتم رفتم پائین. گوشه ی باغچه کز کرده بود سرشم تو لاکش بود... همین که رفتم طرفش سرشو آورد بیرون. نازش کردم. ترسید فکر کنم. بعد کاهو هارو گذاشتم جلوش. شروع کرد خوردن. بنظرم خیلی موجود با نزاکت و باهوشی اومد. خیلی ازش خوشم اومد. خیلی دوسش دارم این لاک پشته رو

اسمشم گذاشتم انوش... یعنی به نظرم تنها کسیه که میشه بهش محبت کرد. خیلی خوشگل و دوست داشتنیه. هر دومونم تنهائیم. از این ببعد هر روز سعی میکنم برم پیشش. واقعا یه موجود دوست داشتنی و خوبیه. یه موجودی که میشه وقتی با اون دستای کوچولوش داره با یه تیکه کاهو کلنجار میشه کلی باهاش حرف بزنی. خیلی دوستش دارم. خیلی.
حالا دست کش دستت نمیکردی...
نفهمه یه وقت...بهش بر میخوره...
میگم با نزاکته....
اسمشو می زاشتی فریبرز
بی سلیقه!
خیلی هم خوبه
منم یه فک دارم (البته عکس به فک)
که انیس و مونس شب های تنهایی منه
اینا از پیامدای شوهر نکردنه
آخه انیس و مونس شب آدم باید فوک باشه؟
اونقدر نگاش کن تا همه ی حرفهای تو ذهنت رو بخونه...حرفهایی که هیچ کس نمیفهمه.
لاک پشت که چیزی نداره اما خرگوش من اساسی میشاشه. میگفتن حاضری هر روز تمیزش کنی؟!
نمیفهمن یه نگاه کردن می ارزه صد تا نوکری این موجودات....به خدا با نگاهش حرفهایی میزنه که کمتر کسی مییزنه.
میدونم...
سلام خوبی؟
خوبه...خوشحالم که یکی پیدا شده که بهش اعتماد کنی و دوستش داشته باشی...ورود این لاک پشت نیکوکار رو به زندگیت تبریک میگم!!!ایشالا خوشبخت بشین!!!
از بچگی دوست داشتم یک حیوون خونگی داشته باشم ولی مامانم هیچ وقت نذاشت...اینجوری به آدما اعتماد کردم!
وای یعنی تا این حد تنهایی؟ اخیییییییییی
نه دیگه تا این حد......
کار خوبی می کنی....

لاک پشت انگار داره فکر می کنه به حرفای ذهن آدم....
الآن تیریپ کم نیاوردن برداشتم:
مثل بندانگشتی من.....!
ایشالا به پای هم پیر شین
تو دیگه مسخره م نکن
میشه ؟
خوبه.
مراقب باش عاشق اش نشی که دیگه کارت زاره
چون من عاشق طوطی ام شدم و نمیتونم دست از سر بیچاره بردارم.
همه چیز رو میفهمه
تنهایی ام رو
غم ام رو
ناراحتی ام رو
اشکام رو
خواب ام رو
رقص ام رو
خیلی گفتم نه.
موفق باشی.
منم یه خرگوش داشتم اسمش اسپارتاکوس بود!
دار فانی را وداع گفت!
خدایش بیامرزاد !