آخه عزیزم، استاد، باحال، تحصیل کرده ی بلاد فرانس، آخه نامبر وان زبانشناسی حاوی دو تا دکترای کوفتی، آخه ذلیل مرده ! این جزوه ی سگ پدری که به ما -یه مشت وامونده ی از مدرسه در رفته- میری رو زحمت بکش یه نگا بنداز. که ما شب امتحان اینو نزنیم تو سر خودمون و جد و آبادتو مورد عنایت قرار بدیم. بعد آخرش بفهمیم این جزوه ی ده کیلوئیت نصفشم بدرد خوندن نمیخوره.
عزیزم، خوش تیپ، نکن اینکارو. ماام دل داریم به مولا. دهنمون آسفالت میشه این جزوه ی بی پدرو بخونیم.
حالیته ؟
استادا نه برا مادرشون، نه برا خواهرشون، نه برا پدرشون (مراجعه شود به معنی پدر سگ) و نه برا جدّ آبادشون ارزش قایل نیستن.
)
بَرا همینه که جزوه ای که میدنو نیگا نمیکنن قبلش
(حالا فامیلو آشنا استاد نداشته باشی یه موقه